در بررسی تحولات هنر معاصر خاورمیانه، نامهایی وجود دارند که نه در مقام هنرمند، بلکه در جایگاه «پشتیبان تاریخ فرهنگی» نقش محوری ایفا کردهاند. در میان آنان، محمدرضا بحرانی جایگاهی یگانه دارد؛ زیرا کنش او تنها گردآوری آثار هنری نیست، بلکه بازسازی یک جریان تاریخی است که در میانه آشوبهای سیاسی و اقتصادی منطقه، در حال فراموشی بود.

خاستگاه یک مجموعه تاریخی
در دهههای پایانی قرن بیستم، جریان اکسپرسیونیسم انتزاعی در افغانستان بهواسطه هنرمندانی چون فریدالله ادیبآیین به زبان ویژهای دست یافت؛ زبانی که در آن فلسفه، رنگ و موسیقی در هم آمیخته بودند و بهمثابه پاسخی بصری به بحرانهای تاریخی و فرهنگی منطقه عمل میکردند. امروز، مجموعهای شامل ۱۲۷ اثر از این هنرمند در اختیار محمدرضا بحرانی است؛ بزرگترین و برترین مجموعه اکسپرسیونیسم انتزاعی در ایران و خاورمیانه که ارزش آن دهها میلیارد تومان برآورد میشود.

ارزش تحلیلی این مجموعه
آنچه مجموعه بحرانی را فراتر از یک کلکسیون شخصی قرار میدهد، نحوه شکلگیری و سازماندهی آن است. تمام آثار موجود در این مجموعه نه به عنوان اقلام منفرد، بلکه بهمثابه بخشهای یک روایت هستند؛ روایتی از چگونگی گذار ادیبآیین از زبان تصویری کلاسیک به بیان انتزاعی و رسیدن به مرحلهای که رنگ در جایگاه زبان قرار میگیرد.

صنعت به عنوان بستر نگهداری معنا
بحرانی که سالها در آلمان در حوزه مهندسی و فناوری فعالیت کرده است، پس از بازگشت به ایران مفهوم طراحی فرهنگی را در سطح صنعت پیاده کرد؛ یعنی استفاده از ظرفیتهای تولید صنعتی برای حفظ و گسترش میراث فرهنگی. از همین منظر، گروه صنعتی بحرانی نه فقط یک نهاد تولیدی، بلکه ساختاری برای تبدیل مفهوم به محصول است؛ محصولی که در آن فکر فنی و روح هنری با هم آمیختهاند.

نتیجهگیری تحلیلی
از منظر تاریخی، آنچه بحرانی انجام داده، ادامه سنت کهن «وقف هنری» در تمدنهای اسلامی است؛ اما در شکل امروزی و با رویکردی معاصر. او نهتنها آثار ادیبآیین را از پراکندگی و فراموشی نجات داده، بلکه آنها را به مثابه منابع تحقیقاتی برای آینده هنر منطقه حفظ کرده است. بدین ترتیب، نام او نه فقط در فهرست مجموعهداران ایران، بلکه در تاریخ تحولات هنر انتزاعی خاورمیانه بهعنوان حافظ و استمراردهنده معنا ثبت خواهد شد.
