چرا نخواستند و نمیخواهند بپذیرند حداقل جوانان چند نسل اخیر دیگر میخواهند ام پی تری ( فشرده ) زیست میکند آنهادیگر کتاب هزار صفحه ای نمیخوانند میخواهند دم دستی لقمه ای و ساندویچی زیست کنند .
با این وجود امروز ۲۷ بهمن رییس جمهور گفته که پس از حوادث بسیار تلخ و ناباورانه دی ماه جامعه ما زخم برداشته است ؛ اگر چه دیر این سخن را گفته ولی گفته که جامعه زخم برداشته و نگفته بخشی از جامعه ؛ همان ید واحده همان خواص همان نگاه همه باید با هم باشیم ؛که اکنون او تنوع نگاه جامعه را پذیرفته است .
پذیرشی که اگر چه بسیار دیر است اما این خود بیانگر آن است که مرگ بسیجی و معترض در کف خیابان های کشور برای ایران سربلند در نگاه کشورهای گوناگون جهان خفت بار است.
خفت بار است که نوجوانان و جوانان ایرانی بهر نامی بهر برهانی در خشمی که اکنون نفرت را زاییده است همدیگر را می کشند و نمی دانند این نفرت سرچشمه اش مهر نیست سرچشمه اش آبادانی نیست، نفرت زایشی چون مرگ و دریدنی پیاپی را در پی نخواهد داشت.
باید واکاوی کرد که چه فرایندی در سال های گذشته برغم برگزاری بیشترین انتخابات های آزاد (به گفته حکومت ) ما را به جایی رسانده که میلیون ها نفر در خیابان ها به جان هم میافتند و در این بین گفتمانی همچنان مردم را دسته بندی میکند و بهشت و دوزخ را از میان خون و مرگ طلب میکند و تبلیغ و خشم موجود را رادیکال تر و غیر قابل کنترل ارائه می دهد ؟!
آیا اکنون رییس جمهور به خواست خود به دانش خود به دلسوزی خود چنین سخنی بر زبان رانده یا او هم مانند سایر پدیده های جامعه دیر عقب نشسته و به ناچار چنین سخن گفته است.
ما در ۴۷ سال گذشته بارها و بارها بر زخم مردمان نمک پاشیده و آنچه در اندیشه ما بوده را دادگری دانستیم و راه بهشت را نیز خواستیم اینگونه بگشاییم.
گشایشی که اکنون در جایی ایستاده ایم که در همه ی ابعاد زندگی ناتراز شده ایم و اکنون رییس جمهور راهی ندارد جز اینکه بگوید جامعه دردمند شده است و جامعه زخم برداشته و پس نباید بر روی این زخم نمک پاشید و آیا او و دیگران در این روزها چنین کارکردی را دنبال می کنند.
حبیب محمد پور
مدیر مسئول پایگاه خبری نوداد گیل
