یکشنبه 30 شهریور 1399        پایگاه خبری تحلیلی نوداد گیل

فوتبال وآشوب هایی که ساماندهی نخواهد شد
اینکه به چه برهانی نباید فوتبال کشورم به آرامش برسد آن را می توان در ساختار اجتماعی اش جستجو کرد ،آنجا که ندانستیم برای خدمت به مردم نبایداین همه به در و دیوار بزنیم و برای هر کاری در پی روزنه ای نابخردانه باشیم ،یا برای دریافت هر مجوزی رشوه بدهیم تا آن کارگزار فاسد همراه مان شود ،یا در پی مدرک تحصیلی دروغین باشیم که در آن تلاشی نیست،یا درانتخاب هایمان خود فروشی کنیم و یا آنها(کاندیداها) برای خادمی مردم نیرنگ کنند وبه خرید آرا بپردازند و آخر اینکه برای درآمد زایی و زندگی بهتر و فخر فروشی به هر حیله ای دست بزنیم .
اینها بخشی از نابخردی هایی است که در سال های مدید انجام داده ایم و برآیند آن آفرینش فرزندانی بوده که می خواهند به هر ترفندی پیروز میدان باشند ویا آنچه راکه دوست دارند رخ دهد،می خواهند پیروز باشند و خواسته اشان به کرسی نشانده شود، اما آستانه بردباری شان برای این مهم بسیار کم است، به این سخن که  گویا ادب و نزاکت را جزیی از این فرایند نمی دانند.
البته همیشه هم این نیست که برای موفقیت درهرکاری شب و روز کوشش کنیم ؛ما وقتی برای یک دسته ورزشی که میلیون ها هوادار دارد بردباری پیشه کردیم ودرهمین راستا فرهنگ همه گانی را پاس داشتیم ، از دسته ی مردمان و جوانانی خواهیم بود که با کمترین رنج و زحمت موفق شده ایم .
با این وجود به آشوب گران فوتبال هم باید حق داد که در این سال ها بسیار دیده اند آنهایی را که حتی برای موفقیت ورزشی هم پول دادند تامیوه ممنوعه اشان به بار بنشیند و نشسته است ،آنها دیده اند که در این سال ها بسیاری با زد و بند وحیله و نیرنگ برسرهر که خواستند کلاه گذاشتند و برداشتند و دراین بازار آشفته مدیرانی نابخرد هم با آنها هم کاسه شدند وبرآیند آن این شده که اختلاف طبقاتی در همه بخش ها فراوان شده و فراوانتر .
این ها همه برمی گردد به ایراد واشکال در چگونگی ترویج مبانی ای که آمیخته به کردار نباشد، یعنی کارگزار و مدیران جامعه به آنچه گفته اند و قانون از آنان خواسته ،آراسته نبوده اند.
آراسته نبوده اند که نه زیست بوم ما آباد هست و نه کشاورزی ما موزون و نه گردش گری ما هدفمند و نه اقتصاد و صنعت مان ارزآور و خودکفا و نه و نه ...چون که بخشی ازمدیران وکارگزاران حکومت از بارزترین این نابخردی ها هستند .
اگرمدیران و کارگزاران ما در دوران خدمت شان هیچ نمی کردند و تنها یک کارانجام می دادند؛ کشور که نه، همه ی جوانان مان نه از شبیخون فرهنگی آسیب می دیدند ونه ثروت مان چنین ناعادلانه توزیع می شد وآن کار اینکه تنها به مردم دروغ نمی گفتند.
شما وقتی دروغ گفتی آنوقت است که آماده ی هر کاری خواهی بود؛ این دروغ سرآغاز همه ی پلشتی ها وبدکرداری هایی خواهدبود که نتیجه اش برآشفته شدن ،بغض کردن و فوران نیازهای فروخفته در بخش هایی از اجتماع می شود و چه جایی بهتر از استادیوم های ورزشی با دهها هزار جوان همسو وهمفکر .
فوتبال اکنون به اندازه ای دنیا را سرشار از خود کرده که همه ی مدیران ، سیاسیون ، همه ی هنرمندان ، همه ی پابرهنگان و همه ی مال اندوزان و همه ی گردانندگان صنایع غو ل پیکرو...،از آن سود مادی و معنوی می برند .
پس چنانچه دیدیم کسی سنگی پرتاب می کند و عربده می کشد؛ اگرابزار دست یکی از این ها گروه ها که نام بردم باشد و یا نباشد یاآن نوجوانی باشد با احساساتی که از آشفتگی خانوادگی اش بغض ترکانده است ، این نیاز احساس می شود که حاکم دنبال فرافکنی نباشد که با تنبیه آن جوان بخواهد زمان بخرد وتکرارراه حلی تکراری را دنبال کند .
حاکمیت ،اگر چه باید با درایت و هوشمندی خاصی براین جریان ها وارد شود ،اما یادمان باشد که فرهنگ در هر کشوری راهبردی را نیاز دارد که از دوران جنینی فرزندان مان آغاز می شود وپس تنبیه افراد بدون دور اندیشی هر چه هم که سنگین و قهر آمیز باشد بحران های سخت تر را در پی خواهد داشت .حبیب محمد پور بی بالان