جمعه 30 فروردین 1398

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی نوداد گیل :برای اینکه از شکل و محتوای سخنان برخی عناصر تحصل کرده مطلع شوی کافی است کمی در ادبیات آنان غور کنی تا دریابی که اساسا یک سری کلی گویی ها که همه ی مردم عادی قادر به بیان آن هستند ،نباید از حلقوم این دنیادیده های مدعی تراوش نماید .

اینکه یک عنصر فرهیخته ورزش که صدها سفر برون مرزی را تجربه کرده، از عمده ترین مشکلات ساختاری یک استان تحت عنوان حسادت ،کینه ورزی و خودزنی مردم آن یاد کند و بگوید این سه پدیده، آفت توسعه ورزش گیلان هستند،خود یک پدیده غیر کارشناسی و غیر علمی نیست !؟

بعد هم در تایید سخن خود به چندین نامه پراکنی برای وزارت که شاید بعضا منطقی و از سر دلسوزی و دردرمندی بوده اشاره کند، برون رفتی از مشکل و بحران یک ساختار است ؟

حرف حساب ما این است که اساسا فرهیختگان جامعه باید در بیان هر نگرشی با استفاده از زبان آمار و داده های علمی ثابت کنند که چگونه است که مثلا50 درصد از مردم گیلان در حوزه ورزش حسود و کینه توز هستند ،یا 30درصداز مردم گیلان هنوز حکم مدیر خشک نشده به مرکز کشور نامه پراکنی می کنند و با تخریب و خدشه برساختاریک تشکیلات، توسعه استان را دچار خلل و بحران می کنند.

سپس با آمار ثابت کند که مثلا استان اصفهان که این همه توسعه صنعتی و فرهنگی داشته با استان بوشهر که غرق در نعمات زیر و روزمینی است و به این همه فلاکت توسعه ای دچار شده درصد حسادت وکینه توزی شان  بیشتر و یا کمتر است .

بعد اینکه آیا اصولا زبان آمار می تواند تبیین کند که چون مردم استان گیلان حسودترند پس عقب مانده ترند یا پروژه باند بازی بخشی ازآقایان در مسیر ادعای مدنی گری و دموکراتیک منشی و یا خشک مقدسی ای هست که با جریان سازی درامور وحاکمیت تفکرآنکه هر که با ما نیست پس بر ما هست ، آفت توسعه اند ؟

موضوع بسیار پیچیده در این بحث آن است که چگونه می شود بسیاری از این فرهیختگان کارشناس که نمایندگی هیچکسی را ندارند و در ساختار ورزش استان هم پستی را اشغال نکرده اند یک دوست و رفیقی را برای تصدی فلان منصب سفارش می دهند و بعضا با بچه های بالا می بندند وبا فشار و فشور گاها هم تحمیل می کنند ،کاری خوب انجام می دهند وبعداگر نماینده مردم در مجلس این کار را بکند کاری مسموم کرده و سم ورزش شده است ؟!

البته که هر دوی این کارها قبیح و خارج از اصول انسانی است ،اما بنظرحالا که شکلی ازمدرنیته وشمایل یقه سفیدها خوش منظر شده وآنگاه سیم دزد را در تلویزیون شطرنجی می کنند، باید بسیاری از پدر سوختگی ها و تخلفات شیک اداری و غیره را به نام سیاست و الزامات آن به خورد مردم داد وبه این نو رسته های مدرن با دیده احترام نگریست .

در مبادی دیگر باید به نمایندگان مجلس اشاره کرد که ادعا شده اینان سم ورزش استان هستندوبا مداخله در چگونگی چینش مدیران  منافع یک شهر و استان را به مخاطره می اندازند .

باز هم بنظر می رسد این دیدگاه نیازمند واکاوی و بازنگری عمیق است که آیا تنها نمایندگان استان گیلان هستند که با ورود بی ضابطه مخل توسعه اند ونمایندگان و مردم استان هایی چون سیستان ، بوشهر ، لرستان واراک که روند توسعه اشان از گیلان کندتر است حسودترند؟، یا اصفهانی ها وتبریزی ها و اخیرا استان های تازه تاسیسی چون اردبیل که از جهت زیر ساخت ها بر ما پیشی گرفته اند، حسود نبوده و سم هم تزریق نمی کنند؟

می بینیم که تناقض در گفتار و فرافکنی دراین موضوع به حدی است که اگر چه دردی و تنگنایی را بیان کرده ،اما چون راهکار آن در ساختار فرهنگی جامعه بوده و این فرهنگ سازی در هیاهوی رسانه ای بسیار منحرف کننده می نماید لذا مستلزم زمان و حضور گسترده همه ی طیف ها بدوراز منویات شخصی می باشد.     

شک نیست که برای نهادینه شدن فرایند توسعه درهرعرصه ای از فعالیت های اجتماعی بایداز شایسته ترین ها استفاده کرد تا برهدر رفت منابع مالی و نیروی انسانی خلاق و کارآمد مدیریت شود .

این میسور نخواهد بود مگر آنکه سیاست بازی ، تحزب گرایی و منیت های شخصی اولی بر خواست ملی نباشد و فرایند شکل گیری و نهادینه شدن فرهنگ های پسندیده ای چون راست گویی برغم عدم تامین منافع شخصی مان ،در راس همه ی امورآحاد جامعه قرار گیرد.   

محمد پور بی بالان

نظرات
کد امنیتی روبرو را وارد کنید
تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به نوداد گیل می باشد
2015 © Nodad Gil