پنج شنبه 5 اردیبهشت 1398

اما کمی که به عقبه تاریخی امان نگاه ژرف تری انداختم به خود نهیب زدم که ای عجب ؛تو کجای کاری؟، اگر چه بیداد گری همواره در ازمنه تاریخ این سرزمین بنه و ریشه ها دوانیده است، ولی با این وجود درهنگامی که کارد به استخوان رسیده،بنیان بیداد بوسیله رامردان و شیرزنانی از بیخ وبن برکنده شده است .

از زنانی که در تاریخ این سرزمین فرمانده لشکر بودند ،(آذرمیدخت) تا صدها و صدها آزاده ای که ایران را از زیر یوغ گردنکشان تاریخ رهانیده اند،همه گواه این هستند که در بین کارگزارن اجرایی هم آزادگانی خواهند بود که از چنین هنری برخوردارند.

این همه را گفتم ،تا بگویم که شنیده ایم و بسیار شنیده ام وآگاهی دارم که بدنبال شرف اید و نکوکرداری ؛ومی خواهید این همه را پیشه خودسازید ؛اما وقتی در مدیریت کلان جامعه مدیرانی بدشگون بدکردار را به شما تحمیل کردند و لب فرو بستید ،شک و گمان ورم داشت که نکند این قبای عافیت ودنیا طلبی به قامت تان خوش آمده و فریبندگی اش شما را نیز فریفته است و از سر ناچاری به این گونه کارهای ناشایست تن داده اید.!

وبازهم به خودم گفتم شک و تردید بدل ات را نده ؛ که همه به یک چوب رانده نمی شوند ؛کمی مکث و درنگ از این دلمشغولی ها –پس امید خواهیم بست به پیشینه چون شمایانی که اگر ایرانی هستید،می باید کردار نیک داشته باشید و اگر اسلامی هستید می باید عدالت و تقوا پیشه کنید واگرآزاده هستید آزادگی پیشه کنید و پس بازهم به شما وفادار می مانیم و دلمان گرم به آنی می شود که بزودی با آن پلشت کردارانی که آرای مردم را به خواهش های بدسگال درونی اشان فروخته اند برخوردی بهنگام داشته باشید و وجدان بیدارتان را هدیه فرودستان جامعه سازید.

آن فرو دستانی که در شهر،در روستاهایمان دلشان لک زده به داشتن یک توپ فوتبال و یک وام کم بهره ،یک کیلو مرغ و اندکی میوه که البته با بودن این مردمان بدنما در راس برخی مدیریت ها شاید هرگز به آن دست نیابند!.

با ادامه این منش و روش گویا باید و از سر اکراه به این ساختار کارگزاری کشور، استان و شهرستان هایمان دل خوش کنیم وهمینجوری ادامه دهیم که شاید جریان و فردی آمد وبهبودش داد و مردم در بودن آدم های سالم و درستکرادار شادمانی ای به پا کردند و امنیت روانی ای پیدا کردند.

می خواهم بگویم تشویش و بی اعتمادی اکنون به اندازه ای است که اگر مدیران دیر بجنبند ،بزودی هر کار خوب و ومردم پسندی هم ؛ دیگر مرهم زخم های کهنه نخواهد بود و چه دیر است که مدیران این همه لاک پشتی برای ساماندهی بحران ها کوشش می کنند .

واینکه در این بحران های فزاینده افرادی را که پیشینه وحشتناکی در فریب افکار عمومی دارد و حیف و میل ثروت ملی را ملک وداشته شخصی خود می دانند ،به کار می گماریم،از شگفتی های مدیریت است ؟!.

بواقع آیا با این روند می توان این خود کرده را تدبیر کرد و آب رفته را به آن جوب برگرداند ،آبی که دیگر آن آب نیست و آلایندگی چند باره اش مردم را بیش از همیشه رنجور کرده است ؟.

شایدهم این تداعی ذهنی برای تان باشد که گماردن مدیران مانند آن مثل (مورچه چیه و کله پاچه اش چی باشه) نمود پیدا کرده وبه این سان با آرای مردم در بازیهای سیاسی سو استفاده ها می شود که بی درنگ تاوان سخت  فرارویتان خواهد بود.

بهرروی از شما انتظار ویژه دارم که با بررسی و کندو کاو بنیادین در چینش برخی زیر مجموعه های خود، اندکی هم به نیاز و خواست مردم و اینکه آنها ولی نعمت شما هستند، توجه داشته باشید.

محمد پور بی بالان

نظرات
کد امنیتی روبرو را وارد کنید
تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به نوداد گیل می باشد
2015 © Nodad Gil