جمعه 30 فروردین 1398

درحالی که مواجب بگیر رسانه ملی با انجام چند گفتگوی فرمایشی در کوچه و بازار جان کنش می کرد کردار قوه قضا را کاری ارزشمند جلوه دهد، ودر این کند و کاو مدعی شد که قیر به بغما برده شده این فرد(حمید رضا قربانی ) دهها بار می توانست مسیر تهران به فلان ناکجا آباد را آسفالت کند ؛بواقع دریافتیم که همه به یک شکلی دارند دهن مردم را آسفالت می کنند که خود بمانند و بگویند آدم خوبه تاریخ ما هستیم .
کسی توان ندارد بگوید که شما آدم خوبه تاریخ نیستید، اما یادتان باشد که در این کشور تا دلت بخواهد سلطان داریم ؛سلاطینی که  دهن مردم را دراین سال ها مدید به شیوه های گوناگون آسفالت کرده اند و نه اینکه تاون پس نداده اند، چون منتخب مردم بودند و این منتخبین مردم مسئوولان بالادست را به کار گمارده اند، مصون از قهر قانونند وهمچنان مدعی .
مگر تاکنون سو مدیریت در رده های مختلف لشکری و کشوری کم جان مردم را در بلوای بازی های سیاسی گرفته است ؟؛سلاطین جاده ،کوه ،دریا،معدن،خودرو،هواپیما،کشتی ،مدرسه ،بیمارستان ،زلزله،سیل ،قطار وبرف ...تا بخواهی جان ستانده اند ،چه جان ستاندنی ....جان ستاندنی که  که سلاطین قیر و سکه را یارای تقابل با آنها نبوده و نیست .
جبران خلیل جبران شاعر و نویسنده عرب می گوید: اینکه تو شمشیر و اسلحه ات را برداری و جان کسی را بگیری فقط مرگ را به جامعه ارزانی نداشته ای، فرد و جریانی که با سوء تدبیر نم نمک ،اندک اندک به روح و و روان مردم خدشه وارد کند و آنها با انواع و اقسام بلایای روحی بمیرند، هم در ردیف سلطان قیر هستید .
این سلاطین قیر و سکه و... را چه کساتی حمایت کردند و چه کسانی اسناد جعلی را برایشان مهیا کردند و چه کسانی اجازه دادند سال های دراز جولان دهند و به گفته قوه قضا براقتصاد کشور خلل وارد آوردند؟.
شماها بودید که هم حمایت کردید،هم رشوه گرفتید و هم اینکه الانه دارید در پس و پشت این گونه اعدام ها به کارهای مشابه در اشکال دیگر ادامه می دهید که فراوده اش سلاطین نو پرداز درقالب جوانان تادیب شده اینترنتی است .
همان هایی که در این سال ها از بس عقده حقارت دست یازیدن به آن پست های بالای بالا را دارند که برایشان دوغ و دوشاب فرقی نمی کند .
همان هایی که این یخه سفیدهای هزارهزار در کانون گرم خانواده تربیت اش کرده اند و باید به جای این سلطان ها بازخواست می شدند ،چرا که تولید و راهبرد یک باند بزرگ کلاه برداری اساسا به راهبرد و اندیشه ای فراتر نیاز داشته و دارد .
 اندیشه ای که قادر باشد از حراست وچتر بزرگ اطلاعاتی  کشور بگریزد و یا خدای ناکرده آنها را همراه خود کند و به چنین چپاولی دست بزند .
با این وجود سرمان را زیر برف می کنیم وشاید خودمان را به خواب بزنیم  که نه هیچ دیده ایم و نه هیچ می دانیم ؛که خدای ناکرده اشتباهی در چتر اطلاعاتی برخی ها قرار نگیریم وآنگاه آش نخورده و دهن سوخته !.  
حبیب محمد پور بی بالان

نظرات
کد امنیتی روبرو را وارد کنید
تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به نوداد گیل می باشد
2015 © Nodad Gil