یکشنبه 26 خرداد 1398

دوباره گزینش شدم
گزینش کردند که کارکنانی را پس از 27 سال دوباره و چند باره تایید کنند تا مانند همه ی مدیرانی که 40 سال سهم بسزایی در نابسامانی همه ی عرصه  های زیستی ،همه ی زمینه های فرهنگی ،همه ی بخش های اقتصادی ، سیاست و تجارت  داخله وخارجه و عقیم کردن همه ی حوزه های بخش خصوصی داشته اند ، کارنامه اینان هم آشکارتر و عریان تر شود.
آشکار وعریان شود تا بفهمند که نباید با ژن های خوب تنه به تنه شوند ودر این راه پرفراز و نشیب  از داشته هایی که نظام در سال های متمادی به قدر بخورنمیر ارزانی اشان داشته تمکین کنند و بواقع دریابند که یه من ماست چقدر کره داره .
انکار نمی کنم که من و همه ی کارکنان قرادادی اداره کل ورزش و جوانان گیلان تاکنون مانع مهمی برای همه ی آنهایی بودیم که خواستند کاری کارستان برای آبادنی کشور کنند.
ما بودیم که اجتماعات مخوف را در پستوهای اداره های دولتی و سیستم ناپاک بانکی کشور ایجاد کردیم ،جهت دادیم وآنوقت این شد که تاوان این همه بدکرداری را با گزینش های سخت و پیاپی بدهیم .
اینکه اساسا در این سال های بسیار طولانی شکل و محتوای گزینش چه تولید وفراورده ای برای ساختارهای درهم تنیده و ناصواب اداری کشور داشته وآیا پرسش های بی محتوایی که تولیداتش جز رانت بازان و دزدهای حرفه ای یقه سفید سه هزار میلیاردی را ساماندهی کرده ،ارمغانی دیگر برای جامعه داشته، نیازمند واکاوی چند و چند باره است .
چجوری بگویم من جزو یکی ازاین رانت بازان حرفه ای ام  که در27 گذشته مانند همه ی مدیران در به سخره گرفتن شعور مردم ،ارا مردم ، گماردن مدیریت های چرتکه ای،به تاراج بردن خاک و آب و زیست بوم استان ها شمالی و حتی ایجاد تنش های اجتماعی نقش داشته ام  .....
 دنبال کس دیگر نباشید من فقط مقصرم ،این من را که از چرخه تشکیلات حذف کنید ،آنوقت می توانید حال تان را از شکل و محتوای مدیریتی موجود ببرید .
غلط می کنه اونی که می گوید من سرمنشا همه ی این بدکرداری های کشور نیستم ؛من دهها بار که هیچ صد بار دیگر باید گزینش شوم ،من که درعرصه ی شفاف سازی گام برداشتم و یه لقمه حرام از دهانم پایین نرفت یاید جریمه شوم !!!،.
این کج کرداری نباید در حق اون استاندارانی که گیلان را در برف دفن کردند و بعد وزیر ورش شدند و یا آن استانداری که استان البرز را پس از بلوای مدیریتی در گیلان هدیه عملکرد خود گرفت روا داشت .
من سرآمد لاکرداری های کشورم که همه ی زیست بوم گیلان و مازندران را به دستگاههای اجرایی ونظامی هبه کردم و ویلاسازی های از هم گسسسته را آغازیدن کردم و بی خیال آمایش سرزمین شدم ومحصولش تبدیل استان به زباله دانی ای بزرگ شد .
من بودم که با سو رفتار و بی توجهی به آمایش سرزمین، کشور(نمایندگان مجلس بدکردارترین در ادوار گذشته این زیست بوم زرخیز بوده اند )را با رانت و مانت به تاراج بردم و هر چه که جمعیت بیشتر شد ،تخریب زمین های زراعی رابیشتر کردم و با بازی های سیاسی مردم را به حساب نیاوردم تا اینکه به بحران اقتصادی دچار شدیم .
من بودم که مدارک جعلی را به نمایندگان مجلس و وزرا و همه ی مدیران بادکنکی دادم و بعد کسانی را مسئول گزینش کردم تا بر سرنوشت مردم سوار شوند و سواری بخورند .
من بودم که نماز جماعت را، راهپیمایی های مردمی را ، همه ی داشته های فرهنگی ،دینی و آیینی را به باد استهزا گرفتم .
 من باید گرینش شوم که دورنمایی در کار و زندگی ام نداشتم و به گفته ی مدیر کل  حوزه وزارت و مشاور وزیر ورزش و جوانان برای توسعه یافتگی خود کاری نکردم و آن این بوده که ساخت پاختی با کسانی نکردم که مدارک ورزشی و علمی جعلی جور کنم ویا با قلم خود
 مجیزگوی مدیرانی باشم که با هر پدر سوختگی ای به صدارت رسیده اند.
 ،(و این من که به فرمایش آیت اله خمینی شیطان است) ، قادر نبوده در هم آوایی و همگرایی با جمع زیادی که توسعه یافتگی را به شکلی نوین و روز آمد تعریف  کرده اند همراه شوم ولاجرم باید حتی در 27 سالگی خدمت خود گزینش شوم که نکند فرداروزی در قامت یک دله دزد چون مدیران بسیاری به زندان لاکان واوین بروم .
پس می بینیم که ساختار با برنامه گزینش مندرس و وارفته خود حداقل یک کار درست و درمون انجام می دهد و آن اینکه اجازه نمی دهد برخی افراد در دستگاههای دولتی اندکی هم راه به بیراهه ببرند.
این واحد اداری (گزینش) گویا دوست ندارد که همه ی کارمندان در صنعت پرسود رانت و دله دزدی حضور داشته باشند ،پناه برخدا اینها نمایندگان و فرشتگان او برروزی زمین اند و اجازه نمی دهند مومنین راستینش به بیراها بروند و میوه ممنوعه بخورند .  
 وحالا گویا آب ازسرت گذشته و 40 سال که هیچ 400 سال هم در این کشور کارهای کهنه و زهوار در رفته را تکرار کنی و بر آن پای بفشری ،آب از اب تکان نمی خورد.
آب از آب تکان نمی خورد که پای می فشرند بر این روند ناکارآمد و بازهم می پرسند که آیا فلانی به فلان مراسم می رود ،فلان ارزش دینی را پاس می دارد؟،فلان نشست با فلان دار ودسته دارد ؟.
در حالی که ساختارباید کارهایی را تکرار کند که بازدهی خوب داشته باشد،در بازه زمانی کوتاه اثربخشی بیشتری داشته باشد ،نوآوری در آن لحاظ شده باشد ،هدف اش گام به جلو باشد و ایجاد انگیزش  در افراد را بازآفرینی کند ، ارزش یابی و ارزش گذاری شود ،دادخواهی شهروندی در آن منظور شده باشد،آموزش در ابتدای هر کاری قرار گیرد،
اگر چه که گزینش و دست برتر و بالاتر وبواقع تفتیش آرا و دیدگاههای مردم هرگز کاری بسزا نبوده و سفارش هم نشده است ، باید واکاوی کرد که بازتکراراین  تجربه از چه مجرایی می گذرد و چه کسانی در آن بالا از این جنگ احد دنبال غنایم هستند و چه کسانی با پیامبر می مانند.

نظرات
کد امنیتی روبرو را وارد کنید
تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به نوداد گیل می باشد
2015 © Nodad Gil