چهارشنبه 1 آبان 1398

اختصاصی  پایگاه خبری تحلیلی نوداد گیل :بی جهت نیست که مدام عناصر اثرگذار ورزش و کارشناسان تحصیل کرده دانشگاهی برمدیریت ورزشی ها بر ورزش کشور تاکید دارند و ورود سیاسیون را عرصه تاخت و تاز تفکرات جناحی و حاکمیت خودی ها می دانند .

ورزش به لحاظ پیچیدگی های ساختاری و همه گیر بودنش آدم هایی را برمی تابد که ذائقه اشان پهلوان مسلکی و مشتی گری بوده تا محصول این اندیشه آنان برون سپاری منش و روش مردم داری باشد.

این ویژگی نصیب آنهایی می شود که سالها پس از دوران مدیریت شان جامعه هدف ازآنان به نیکی یاد کند و همواره از لطف ،مرحمت ،صداقت و راستی و نیت پاک شان بگوید .

اینکه عده ای پاچه خوار دور و بر مدیری را در زمان صدارتش بگیرند و او را در توهم بزرگی و رادمردی قرار دهند،هنگامی آشکار می شود که مردم او را به قضاوت بنشینند و بقولی نمک اش را آفتاب دهند.

حالا با این تفاسیر مدیری مردمی خواهد بود که باصداقت در گفتار و کردار، عدالت را در ارائه امکانات به کارکنان و هیات های ورزشی و مردم ورزشکار مراعات کند .

البته این عدالت ورزی نافی آن نیست که حتما اکثریت بدنه ی یک ساختارمدیریتی ،راضی باشند و مدام اظهار تکریم مدیر را کنند ،که باید مدیر با طرح  و برنامه ای مشخص اهداف خود را چه به مذاق عده ای خوش بیاید و نیاید به پیش ببرد.

مثل این تصویر مدیر کل ورزش وجوانان استان گیلان که با هر ضرب و زوری می خواهد برود و به قهرمان ورزش بوکس گلی هدیه کند و لذت اش را ببرد.

چرا که او بعنوان قهرمان کاراته می داند برای کسب مقام قهرمانی در سطوح ملی چه مرارات ها و چه زخم زبان شنیدن ها لازم است تا در چرخه باندبازی ها و تضییع حقوق ، به اوج برسی و افتخار شخصی و ملی را در آغوش بگیری.

مسعود رهنما اگر چه این مرارت ها را بسیار چشیده ،اما شواهد اخیر گواهی می دهد که در ادامه مدیریت اش به اندازه صداقتی که برای این قهرمان بوکس بخرج داده نتوانست زیر بار فشار سیاسیون تاب بیاورد و یکی را از استانداری و یکی را از راه و شهر سازی و...به قافله سیاست بازی درورزش اضافه کرد تا اندکی بر صداقت در گفتار و عمل اش خدشه وارد شود.

این افرادی که به لحاظ حجم بالای کاری اشان وقت سر خاراندن را ندارند متاسفانه وارد عرصه ورزش شده اند که یک دهن کجی آشکار به ورزشی ها باشد و تصریح کنند بربرداشتن چندین هندوانه با یک دست و کاستن از شان مدیریت در هیات های ورزشی .

ما یادمان نرفته که در اوایل صدارت مسعود خان امپراتور چه ولوله ای در تغییر احمدی فرماندار رودبار که در اداره یک هیات ناتوان بود و فرماندار شد و مهدوی فرماندار رشت که هیات عشایری راداشت و مدیر کل امورروستایی بود برپا شد که سیاسیون دارند از ورزش حذف می شوند و این از قدرت امپراتور و خواست استاندار است .

اگر چه هر افراط ، تفریطی را بدنبال دارد و حضور دوباره و سواری چند باره تعدادی از سیاسیون بر گرده ورزش سنگینی می کند ،اما یادمان باشد که مدیریت علم وهنر است و از عهده هر کسی برنمی آید لذا اگرهر روز استاندار بگوید ما بدنبال مدیران توسعه محور هستیم ،توسعه ای حاصل نخواهد شد.

خلاصه مشک آن است که خود ببوید نه اینکه عطار بگوید ، بر این تاکید که استاندار باید در یه جایی تعریفی از توسعه بدهد و مدیر توسعه محور را هم به جامعه بشناساند ، بعد بگوید مثلا آنان که در کار استانداری مانده اند چجوری در حداقل  پنج  نقطه دیگر می توانند مدیریت کنند در حالی که پیش از این حتی یک روز مزه مدیریت را نچشیده اند .

اینها درد ساختاری جامعه ما هست که روند توسعه را درجریان بازیهای سیاسی کند کرده و اجازه نمی دهد آمال و آرمان های مردم به سرانجام برسد ،زیرا اساسا مدیران ما بیشتر روزمرگی را پیشه خود ساخته اند تا توجه به خواستی آگاهانه برای توسعه پایدار .

پس تا زمانی که مدیران ما به فکر توسعه راهبردی و دانش محور بیفتند به این عکس آقا مسعود خودمان نگاه کنید وحال اش راببرید .

حالی که شاید روزی و روزگاری حرف و عمل مسئولان ما یکی شود و هر ناکارآمدی ای را فرافکنی نکنند و این میز چند روزه ریاست بازی شان ندهد . 

حبیب محمد پور بی بالان

 

نظرات
کد امنیتی روبرو را وارد کنید
تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به نوداد گیل می باشد
2015 © Nodad Gil