شنبه 31 فروردین 1398

برنامه ریزی و آمار می گوید که بدانیم از کجا به کجا و با چه مسافتی مسیر را طی کنیم و هم اینکه بدانیم کجای کار هستیم وکارهای انجام شده را دوباره و چند باره انجام ندهیم،اینها به ما کمک می کند که چگونه سود بیشتری به خود و جامعه ارزانی داریم .
آمار به دست اندرکاران خبر می دهد که کجای کارهستند و چگونه می توانند بهبود امور دهند و حتی شتاب بهتری به کاری های پیش رو ببخشند.
حالا که دانستیم آمار و برنامه ریزی برای فرد و اجتماع بسیارخوب است و با بهره مندی از آنها می توان هر روز ازروز پیش بهتر زندکی کرد ،پس لاجرم این تداعی ذهنی بوجود می آید که چرا تاکنون آمار در زندگی ایرانیان کمترین حضور را دشته است .
برای پی بردن به اهمیت آمار و برنامه ریزی به کشاورزی گیلانی اشاره می کنیم که قرن هاست با امکانات سنتی درآمدی بخور نمیر دارند، به این سخن که اساسا تاکنون ذهن و اندیشه ای برتر در این سرزمین نتوانسته بهره وری را در تولید به اوج برساند و در کنار سهولت تولید ،ارزش افزوده فراوان را به زارع ارزنی دارد .
اگر بگوییم که مدیران از آمار زمین های زراعی و نوع کشت خبر ندارند ،که ساده لوحی کرده ایم ،آنها نه اینکه ازاین یک قلم به نیکویی آگاهی دارند،به ریز می دانند سطح زیر کشت برنج و چای و زیتون و سایر محصولات چقدر است و با چه امکاناتی و چه میزان محصول می دهد ، آنچیزی که نمی دانند وتاکنون در این راستا نتوانسته به کشاورزان گیلانی کمک کند برنامه راهبردی است ،برنامه ای با قابلیت اجرایی است ،برنامه ای که داشته ی آماری را با توانایی های مالی و داشته های ترابری و علوم و فنون روزآمد درهم بیامیزد وبشود اکسیری بی مانند در فرایند ارزش افزوده بیشتر .
حلقه گمشده این فرایند بی مانند بی تردید دقت، سرعت و درستی آمار و برنامه ی اجرایی است که با اهمیت خبر سانی در رسانه های گروهی هم، هم قافیه است ،جورچین این دو یعنی اطلاع رسانی و آمار و برنامه ریزی آنوقت به نهایت آمال و آرزوهای یک جامعه نزدیک می شود که مدیران و مردم به هم اعتماد داشته باشند و آمار درست در جامعه گسترش دهند .
پدیده ای که بنظر تاکنون با آن کمتر مانوس بوده ایم یعنی اگر برنامه در جاهایی درست و اصولی بوده آمار واقعی نبوده و اگر آمار درست بوده برنامه ی راهبردی برای اجرا نداشته ایم و اگر این دو درست بوده بسترسازی و اطلاع رسانی برا ی جامعه سیر درستی طی نکرده است.
این می شود که جنگل ما ،خاک ما ،تنوع گیاهی ما ،ساخت و ساز ما ،آلودگی های زیست محیطی ما ،تولیدات کشاوزی ،آب بندان های ما ،تولیدت فرهنگی و حفط آیین های کهن ، آموزش و پرورش ،حتی آسیب ها و فواید نصب گسترده عکس شهدا در خیابان های ما ،همه وهمه همواره از فرایندی هدفمند برخوردار نبوده تا نتیجه اش بشود توسعه پایدار .
با این کپ و گفت تاکید می کنیم که برای این کار مدیران بالادستی کشور با انجام سفرهای بسیار برون مرزی از داشته های دیگر ملل در چگونگی برنامه محوری و بهره مندی از دانش آماری نیز اطلاع دقیق یافته اند و هم اینکه به چشم خود پیشرفت آنها را دیده اند .
با این وجود همین دو روز پیش کشور یک میلیارد و 350 میلیونی چین بزرگترین پل جهان را به طول 55 کیلومتر در مدت ده سال راه اندازی کرد و ما با 80 میلیون نفرجمعیت و این همه نفت و گاز و پتروشیمی یک سالن ورزشی را در رشت پس از 22 سال ناقص و غیر کیفی تحویل مردم دادیم.
اگر که بگوییم ما پول نداشتیم و چنین فاجعه ای در کار آبادانی کشور ببار آروده ایم ،بی گمان حرف نادرستی زده ایم ،اگر که بگوییم دانش ساخت این سالن را نداشته ایم ،پدیده ای عجیب است !!!،اگر که بگوییم مدیران ما فشل بوده اند و برنامه محوری توی کت شان نمی رود ،که این حرف به راستی سخن درستی است .
به این سخن که اگر برنامه ای با قابلیت اجرایی داشتیم و سپس با زبان اعداد به اجرای پروژه ها می پرداختیم ،بی تردید یک سالن نهایت باید دو ساله تمام می شد.
اینها گواهی می دهند که در 40 سال گذشته روزمرگی و تلاش در جلب رضایت مقطعی مردم که همواره با بدتدبیری نمایندگان در مجلس صورت می پذیرد،همه ی فجایع و ناکارآمدی نظام در توسعه یافتگی را ببار آورده ،بطوری که حتی در گماردن دهیار یک روستا دخالت عجیب دارند و بواقع وقت انرژی خود را به بیراه می برند و این آنی شده است که در آن قرار گرفته ایم .
محمدپور بی بالان

نظرات
کد امنیتی روبرو را وارد کنید
تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به نوداد گیل می باشد
2015 © Nodad Gil