جمعه 30 فروردین 1398

توسعه یافتگی فرایندی است که باید در قامتی همگن، همگرا و همپوشان ،همه ی فرهیختگان یک کشور با گوناگونی روش و منش به آن بپردازند و بواقع هر سامانی را با جورچین اندیشه های برتر به اوج و اقتدار نزدیک کنند تا دستاوردش بشود آرامش روانی و پولی یک جامعه وماندگاری چنین اندیشه ای بشود شادمانی پایدار .
اینها زمانی بدست می آید که دانش آموختگان آن کشور به سختی و با کوشش بی حد به مدارج برتر دست یافته باشند، به این سخن که دانش ما کاربردی و بدور از زد و بند و لو رفتن پرسش های امتحانی باشد و نمایندگان مجلس و مدیرانش هم در دوره مدیریت پرمشغله وپراسترس خود به مدارک لیسانس و فوق و دکترا نایل نشده باشند .
و چون حالا با زد و بند فراوان در آن بالادست بسیاری از این مدیران نامدیربه چنین مدارکی دست یافته اند و اساسا رانت و جریان سیاسی در اولویت بدست گرفتن پست های مدیریتی شده است، بی گمان باید به این گونه مدیریت های چرتکه ای تحسین گفت و دم فرو بست تا اوضاع بدتر از اینی که هست نشود .
آخه اگه مردم از یه نفری که در مدت سه تا چهار سال در چهار جای مختلف مدیریت استان و (والبته در کشور هم بی شک از این دسته بسیارند ) مدیر عالی شده باشد و بعد هم آب از آب تکان نخورده باشد و زبان شکوه آنان راهی به جایی نبرد، گویا باید از ورود داعش به کشور استقبال کرد چرا که اینها به تدریج مردم را به کام مرگ و نیستی می فرستند و آنها یکهویی !!.
اعتقاد قلبی دارم که با وجود چنین چینش مدیریت هایی اگرهم داعش بر ما سیطره بیابد و یا می یافت،از این وضعی که کشور با مدیران فرمایشی دارد بدتر نمی شد و نخواهد شد .
ازیرا که با شرفیابی داعش به خاک مان خیالت آسوده بود که با یه هجمه سخت و کشنده ای ازسوی قومی نادان و عقب نگه نداشته متحمل شده ای و خودت را برای مبارزه و مقابله با آن آماده می کردی .
واکنون تو هر جوری با این مدیرانی که درسال های مدید با سو تدبیرشان کشور را به روطه سقوط نزدیک کرده اند مواجه شوی دلت گرم نیست که فردا روزی وضع بهتر خواهد شد، چون که بیشتر این مدیران اساسا این کاره نبوده اند که بر اریکه قدرت نشسته اند،در حالی که داعش در کارش کارآزموده بود وبا استواری و پایمردی سر می برید .
داعش روح سلحشوری دارد، داعش قلبی بزرگ دارد و با توان و اراده بی مانند گردن می زند، داعش به آنچه آموزش دیده بدون چشم پوشی انجام می دهد، داعش برای پول هم که شده به یقین و راستی گردن می زند، به این تعبیر که فرقی بین وکیل و وزیر و آدم کوچه بازار و یا آن نونهال قایل نیست، داعش کم کاری ندارد و باند بازی نمی کند و دررانت وبکارگیری فک و فامیل و جریان سیاسی دردستور کارش نیست ومی بینیم که خیلی چیزها را مسئولان ما دارند که داعش فکرش را نمی کرده .
واینکه مدام تراکنش می کنند که اگر داعش می آمد چنین و چنان می شد، براستی یک کلی گویی عجیب رسانه ای است، چرا که هیچ داعشی ای به خود اجاز نمی داد برگرده مردم بی بنیه سوار شود و این همه دله دزدی و این همه باند بازی و این همه تباه کردن حقوق شهروندی می کرد و اونوقت دادرسی هم برتنگناهای مردم نباشد !.
اساسا هنگامی که در کشور مدیریت ها چرتکه ای و در راستای با ما باش هر چه خواهی کن، چینش شود، این ذهنیت که قراراست فردا روزی شکل و محتوایی متفاوت بروز پیدا کند، اندکی بعید بنظر می رسد.
جامعه هنگامی به رستگاری نزدیک خواهد شد که راستگویی و راستکرداری بنیان و اساسا کار باشد و مدیرانش هم به حقوق دریافتی قانع باشند و یاد بگیرند که همه ی جوانان جامعه فرزندان آنها هستند واین قدرهمه بین آنها فرق قایل نشوند،به این نگرش که دربکارگیری نیروها برچین نکنند که این یکی از خودمان است و اون یکی یه جور دیکه فکر می کند .
ما وقتی به خوشبختی تزدیک خواهیم شد که همه ی آرا و دیدگاههای یک کشور را ارج بنهیم و حتی بر برانداز یک حکومت هم احترام قایل شویم که این هم خود بزرگی و منش وایده ای محترم است .
این آموزه که هر که با بینش ما و اعتقادهای ما مخالف است از حقوق شهروندی محروم شود و یا کمتر برخوردار شود،سرآغاز بدشگونی یک قوم،ملت درمسیر اوج گیری و رسیدن به آرزوهای بزرگ است .
بیاموزیم وارج نهیم به اندیشه داعش وکنکاش کنیم که چه شد آن جوان جامعه اندیشه داعشی پیدا کرد؛آیا او ازبدو نونهالی به این اندیشه بوده و یا این گونه از جانورانی که در سال های مدید در ایران و برخی کشورهای جهان بر مسند حکومت قرار گرفتند و مدیرانی دزد در قامت 3 هزار میلیارد تولید کردند و رانت های بسیار و تباه کردن حقوق شهروندی و.... را سبب شدند به این جریان ها دامن زده اند؟!.
اینکه تند و زود حکم برانیم و با چند شعار بی شعور جامعه را دچار التهاب کنیم و یا با فرافکنی های بی مورد عده ای را هم کیش و عده ای را نامحرم بدانیم وزمینه بروز و ظهور اندیشه های واپسگرا را فراهم آورده ایم، این آن می شود که هر روزبرانداز ها و داعشی ها فزونی یافته و آنگاه ناچاریم در بلوای ایجاد شده مدام برموج نظامی گری و سرکوب سوار شویم و در نهایت این امواجی که آرام اند ،به موجی سهمگین تبدیل شده و همه را از دم غرش خود بگذراند .
پس لب سخن، کنه و بنیان اندیشه باید در آن باشد که دراول گام فرهنگ راستگویی و زلالی در کردار کارگزاران را پایه ریزی کنیم و این میسر نخواهد شد مگر نهاد و ارگانی پیشگام در اجرا همه ی داشته های مالی و پرداخت های مالی و هزینه پروژ ها و خلاصه هرآنچه به ثروت ملی مربوط می شود شفاف و بقولی در ساختمان های شیشه ای دردید مردم قرار دهد.
بواقع این خیال که با چنین کرداری مدینه فاضله را هدیه مردم کرده ایم ،بلادرنگ خیالی واهی است ،که ما تمرین و تکرار وتلاش می کنیم که بهتر و بهتر شده تا بتدریج به آنچه که نیاز و داد گری برای مردم است نزدیک شویم .
اگر بخواهیم فرهنگی را نهادینه کنیم به دهها سال وقت نیاز داریم و این در سیر نوفنده جهانی شدن شاید شدنی نباشد، پس گام به گام برای دست یازیدن به سوی این شفافیت حرکت کنیم و بدانیم که همه ی ما انسان ها نوه و نتیجه همانی هستیم که از فرمان خدا سرپیچی کرده و میوه ممنوعه خورده است .

 

نظرات
کد امنیتی روبرو را وارد کنید
تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به نوداد گیل می باشد
2015 © Nodad Gil