یکشنبه 26 خرداد 1398

بالاخره ما باید از یه جایی سنگ هامون رو از هم واکنیم وبدانیم که روابط عمومی چیکاره هست .دل ، قلوه ، گوش وزبان ، پاچه وخلاصه همه چی و هیچی !!!؟ بعضی ها میگن باید اسم  این ها روگذاشت روابط خصوصی ، اندرونی ، جاده صاف کن مدیر، خبرچین و اما اگر معتقدیم که کشور را بعضاً یک مقاله و یک گزارش درست وحسابی ، حسابی متحول می کند، پس روابط عمومی هم که اصولاً دستی درخبر و مقاله نویسی دارد، باید بتواند این کاره باشد.

یکی از مدیران می گفت روابط عمومی ها سالارقلم هستند، ارج و قرب قلم را هم که خداوند متعال درقرآن با قسم به آن مشخص کرده است .حالا نمی دانم ما که سالی یکبار مورد تفقد مدیران ارشد و علی الخصوص استاندار و بعضاً وزیر مربوطه دستگاه قرار می گیریم ، ازباب دل و قلوه ای مورد اقبال قرار می گیریم !؟ یا از باب ارزش و منزلت !؟

 این عدم اطمینان ازآن باب است که بخش اعظم مدیران حرف و عمل شان تطابق اساسی بابوقی که درمسیر می زنند ندارد.به این معنا و مفهوم که در روزی از ما تشکرها درمی کنند و فردای آن روز هرکی به کار خودش مشغول می شود و منزلت ما می شود نصب بنر و پرده ای که اساساً کار کارپرداز است .

می شودپاسخگویی به اشتباهات مدیرکه بدون هماهنگی روابط عمومی برای خودش صفایی می کند وسخن ها می چیند.

می شود درکردن بیانیه ها از باب مباحث مختلف .یعنی اینکه  روابط عمومی اهل هرکاری می شود غیر ازحرکت در مسیرتولید محتوا ، تولید فکر ، تولید و تبیین اندیشه ارتباط مثبت و سازنده با جامعه رسانه ای و مردم .

خلاصه مادوست داریم درسالروز روابط عمومی برای لذت بردن از زندگی تعریفی بشنویم وکادویی بگیریم وحال اش را ببریم ، اما تورابه خدا دستوربدهید بعدش هم مدیران این منزلت ومقام  ما را در طول سال پاس بدارند.

حبیب اله محمد پور

نظرات
کد امنیتی روبرو را وارد کنید
تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به نوداد گیل می باشد
2015 © Nodad Gil