سه شنبه 1 مرداد 1398

به گزارش گروه دریافت خبر پایگاه خبری تحلیلی نوداد گیل : دو هفته نامه گیلان در شماره پنجاه و دوم خود مربوط به نیمه اول مهرماه، مطلبی در قسمت یادداشت با عنوان اولویت امروز جامعه درک دوباره عاشوراست به قلم معصومه نیک کار در ارتباط با ضرورت بازشناسی قیام عاشورا و بهره گیری درست و اصولی از اهداف این قیام و نهضت اباعبدالله منتشر کرده است.

درک اولویت های زمانه و لزوم تشخیص مفاهیم مهم و کلیدی که امروزه برای «جان ما» و «جامعه ما» و «جهان ما» نجات بخش خواهد بود، ضرورت دارد و باید مورد بحث و بررسی و دقت نظر قرار گیرد. امروز جامعه بشری نیازمند حسین(ع) است. در واقع اولویت امروز ما درک دوباره و عمیق تر عاشوراست زیرا هنوز رازهای عاشورا به قدر کافی درک نشده است.

اما رابطه زمانه ما با فطرت و رابطه فطرت با موضوع اباعبدالله(ع) چیست؟ و چرا امروز نوبت بازگشت جهان بشریت به فطرت فرا رسید است؟ همان طور که وقتی یک انسان به بن بست می رسد خود به خود به فطرت خویش باز می گردد، عالم بشریت نیز وقتی به بن بست می رسد و راه نجاتی پیدا نمی کند به فطرت خود باز می گردد. خلاء تئوریکی که امروز در عالم پدید آمده است یکی از جلوه های این بن بست است.

فطرت؛ مهمترین پایگاه دین است و مشکل انسان ها شکوفا نشدن فطرت است. مسیر رشد یعنی شکوفا کردن فطرت و دین و اوامر الهی، پاسخی به نیاز فطری ما هستند. فطرت فقط نقش آغازکننده ندارد بلکه ما هر لحظه نیاز به مراجعه به فطرت داریم. همه نیاز به عاشقی و بازگشت به فطرت دارند؛ هم آنهایی که در بی دینی به بن بست رسیده اند، هم دینداران که در معنویت رشدی کرده اند و هم جوانانی که می خواهند دینداری را آغاز کنند.

برای شکوفایی فطرت، کافی است یک گوشه از فطرت انسان شکوفا شود، چون همه خوبی ها یک گوهر دارند، مانند منبع آبی که اگر یک روزنه در آن ایجاد شود، دسترسی به همه آب منبع ممکن خواهد شد و شکوفایی اولیه فطرت با حسین(ع) است، چون حسین(ع) شکوفاترین بخش فطرت است. حسین(ع) ما را به تماشای خوبی ها می برد و اولین تجربه چشیدن لذت یک علاقه فطری را برای ما رقم می زند.

محبت ما به اباعبدالله الحسین(ع) یک جاذبه فطری است و حسین(ع) جلوه عالی فطرت است. محبت امام حسین(ع) یک معیار و یک محک فطری است. امام حسین(ع) ملاک سعادت و شقاوت بشر است و مرز مرد و نامرد و حق و باطل را مشخص می کند.

مرحله بعد از شکوفایی ابتدایی فطرت، کشف حقیقت «عبودیت» در دل است. کسی که فطرتش شکوفا شود اول به دنبال ارباب و مولای خود می گردد. عبودیت فراتر از اطاعت پروردگار است. اگر عبد نباشیم، هر چه از خدا اطاعت کنیم، فایده ندارد و عبادت و اطاعت ما مانند عبادت و اطاعت ابلیس خواهد بود. دین به ما نمی گوید آدم خوبی باش، می گوید عبد خدا باش و عبودیت و بندگی پروردگار دو وجه مهم دارد؛ اول وابستگی و نیاز مطلق عبد به خدا و دوم انجام اوامر پروردگار لذا امام حسین(ع) با حماسه عاشورا در واقع می خواست دو کار بزرگ انجام دهد: اولا عبودیت طاغوت را از بین ببرد تا انسان ها دیگر بنده طاغوت نباشند و ثانیا بستر را برای عبودیت خدا فراهم کند.

کربلا اوج تجلی «بندگی خدا» و اوج تجلی «بندگی طاغوت» بود. امام حسین(ع) نهایت رذالت و شقاوت عبد طاغوت را نشان داد. در واقع حادثه عاشورا و قیام امام حسین(ع)، برای پاسداری از دین اسلام بود تا دین اسلام آلت دست انسان هایی چون یزید نگردد. از نظر امام حسین(ع) اگر قرار باشد که امت اسلامی را کسی مثل یزید رهبری کند، باید فاتحه اسلام را خواند.

چون حادثه عاشورا برای زنده نگهداشتن و انتشار اسلام تا روز قیامت بوده لذا اهمیت عاشورا به میزان اهمیت همین دین است. امام حسین(ع) فرمودند «اگر دین جدم رسول خدا(ص) با خون حسین تداوم پیدا می کند پس ای شمشیرها مرا دریابید». بر این اساس هدف از تجلیل قیام عاشورا معرفی کردن همان دینی است که امام حسین(ع) می خواست به جهانیان معرفی کند.

امام حسین(ع) امام معصوم است؛ یعنی چیزی را که او می داند انسان های عادی از آن بی خبر هستند لذا هریک از کارهای او یک عمل ابتکاری و آموزنده است.همچنین کاری که برای خدا باشد ماندگار است و کار امام حسین(ع) هم برای خدا و به رضای خدا بود.

او تمام اهل بیت خویش را به کربلا برد و آنها حادثه عاشورا را برای همه بیان کردند و جهان اسلام را بیدار ساختند و اگر آنها شاهد اعمال امام حسین(ع) و بازگوکننده اهداف وی نبودند، آن حادثه بی نتیجه می ماند که این بزرگترین ابتکار عمل امام حسین(ع) بود.

نظرات
کد امنیتی روبرو را وارد کنید
تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به نوداد گیل می باشد
2015 © Nodad Gil